حواسم را پرت می کنم...

خرید بک لینک

حواسم را پرت می کنم

به پیرمردی تنها روی نیمکتی تنهاتر در یکی از روزهای آخر پاییز فکر می کنم

به چیزی که ایا هنوز می تواند گولش بزند یا نه

به قرص های الزایمرش که توی جیبش هست یا نه

به انعامی که کنار گذاشته است

برای مرده شورهایی که یک عمر می شورندش تا

گواهی بدهند

دلش توی دستانش بود

بس که تمام سی سالگی ش را عق زد

تمام این خیابان هارا

و گواهی بدهند

که گورش را زودتر از آنکه حتی به فکر خدایش برسد

از طاق این پنجره ها برداشت

و رفت

و رفت و رفت

که خودش را بغل کند و

به قرص ها بسپارد به تخت

و مرده شورهایی که سی سال است

می شورندش

دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد...

ما را در سایت دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد دنبال می‌کنید

برچسب: حواسم را هر کجا که پرت میکنم,حواسم را هرکجا پرت میکنم, نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 4:20

صفحه بندی