از دیشب های چشمت/پلک وا کردم
با"دوستت دارم"هایی در دست
روی لبه ی آسمانی که
پیرهنی ست بر بند این حوالی
که حرف های توست
تا
امروزهای "دوستت دارم"
که حواسم را پرت می کند
سمت جهانی که هندسی نیست
گام که می گذاری دنیایم کج می شود
زیر درختان سرو ، پای جوی آب
به خواب می بری ام
در خواب هایم رودی ست
شبیه دست هایت
که از شانه هایم می ریزد
و از پلک هایم بالا می رود
آوخ موهایت
موهایت، حواسم را پرت می کند
توی دریا
و لبانت باز برشان می گرداند
پای درختان سیب
و این بازی عجیبی ست
دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد...
ما را در سایت دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد دنبال میکنید
برچسب: در میان خوابهایم قدم بگذار,رمان در خواب هایم قدم بگذار, نویسنده: بازدید: 51