دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد

متن مرتبط با «زندان زنان» در سایت دنیایم را کارد بزنی خونی ازش نمی چکد نوشته شده است

زن

  • نیلوبلاگ

    خسته است پیراهن بیچارگی ش را ازبند این حوالی بر می دارد کول مرگ می اندازد، تنهایی ش را می ریزد توی چمدانی که قد دنیا برایش سنگین است. زن به ایستگاه می رسد. سنگینی ش را بار ایستگاه می کند، بار نیمکتی می کند که چشم هایش را همیشه روی آن می گذاشته است، برای مردی که هیچوقت آنقدرها مرد نبوده است که ببیند این چشم ها را زن چشم هایش را بر می دارد توی پلک هایش می گذارد و دنیا را از چشم هایش در می آورد روی نیمکت می گذارد چمدانش را به آغوش می کشد، تنهایی ش را تنگ می گیرد توی بغلش، چشم هایش را بغل می کند و خ...

    ادامه مطلب